شعر قشنگ / نه نغمه نی خواهم ونه

شعر قشنگ نظری نیست »

نه نغمه نی خواهم و نه طرف چمن

نه یار جوان نه باده صاف كهن

خواهم كه به خلوتكده ای از همه دور

“من باشم و من باشم و من باشم و من ”

(شعر قشنگ)

چتچت رومچترومققنوس چتبرف چتبکلینکچتچت روم

چترومققنوس چتبرف چتبک لینک

برچسب‌ها

شعر قشنگ / گفتی می ایی

شعر قشنگ نظری نیست »
گفتی می آیی
و یاد اخبار هواشناسی افتادم
که لذت باران های بی هنگام را می برد

گفتی می آیی
و یاد تمام روزهایی افتادم
که بیهوده چتر برداشته بودم

بکلینکچت رومبک لینکچت

برچسب‌ها

شعر قشنگ / نپرس حال مرا

شعر قشنگ نظری نیست »

نپر
فقط بگو لقب “شاعری” به من ندهند
بگو که من دل خونی از این لقب دارم

… و بی تو اینهمه شعری که هیچ می ارزند
… و بی تو دفتر شعری که بی سبب دارم

ببین به چشم خودت، بی تو سرد و متروک است
همیشه خانه ی عشقی که آن عقب دارم

تو چند ساله شدی؟ آه! چند ساله شدم؟
کجا دگر خبر از سال و ماه و شب دارم؟

بیا و این دم آخر کنار چشمم باش
مباد بی تو بمیرم… چقدر تب دارم!

بک لینکچتبکلینکچت روم

برچسب‌ها, ,

شعر قشنگ / حواسم به رفتنت نبود

شعر قشنگ نظری نیست »

حواسم به رفتنت نبود

داشتم  تماشایت می کردم

بک لینک

چتبکلینکچت روم

برچسب‌ها

شعر قشنگ / برگی شده افتاده ام از شاخه

شعر قشنگ نظری نیست »

برگی شده افتاده ام از شاخه به کویی
چون باد مرا می بَری امّا به چه سویی؟

این چیست که جذبش شده ام موی تو؟ هرگز!
دلبستگی آن نیست که بسته ست به مویی

ای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندی
عشقی و عجب نیست که از سنگ برویی

من با تو چه باید بکنم عشق گریزان
با صید چه باید بکند ببرِ پتویی…

میخواهی ام اما به چه عنوان؟ به چه منطق؟
میخواهم ات اما به چه قیمت؟ به چه رویی؟

من بغضِ تو هستم چه بباری چه نباری
من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی…

بک لینکچتبکلینکچت روم

برچسب‌ها

شعر قشنگ / سوت کشید

شعر قشنگ نظری نیست »

سوت کشید…

قطار یا خمپاره مهم نیست

مهم پاره ی تن است
که رفت…

 

بک لینکچتبکلینکچت روم

برچسب‌ها

شعر قشنگ /خدا هم که باشی بندگی

شعر قشنگ نظری نیست »

خدا هم كه باشی

بندگانی هستند كه از تو ناراضی اند!

به دنبال رضایت چه كسی می گردی، وقتی این روزها، انسان ها از دست خودشان نيز عصبانی اند

بک لینکچتبکلینکچت روم

برچسب‌ها

شعرقشنگ / وقتی دردت یکی دو تا نیست

شعر قشنگ نظری نیست »

وقتی دردت یکی دو تا نیست،

می خواهی از “این” بنویسی،

اما وجود “آن” آنقدر آزارت میدهد که “این” را به کل فراموش می کنی…

……………………………………………………………..

پ.ن: امشب برای اولین بار، با تمام وجود، این عبارت رو که “تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد” ، حس کردم…

فقط “دعا” کنید…

بک لینکچتبکلینکچت روم

برچسب‌ها
2016 شعر قشنگ. wordpress themes .